Ana Salazar یک هنرمند حساس و خستگی ناپذیر است .او میرقصد و آواز میخواند .او دیگران را تحت تاثیر قرار میدهد و یا با صدای شیرین آواز میخواند. از مخلوطی از بیان و احساس واقعی claros del alma بدست آمد.
یک آلبوم صمیمی و آرام که با احساس و قلب پوشیده شده است. او ضبط آلبوم خود را درست زمانی شروع کرد که نخستین فرزند خود را به دنیا آورد.هنر مند جوانی از کادیز که در مورد همه چیز با ما صحبت کرد:
- آلبوم جدید خود claros dela alma را چگونه توصیف میکنید؟
آین آلبوم خیلی شفاف و صادقانه است و مملو از عشق است.زیرا در خانه تولید شد در آسایش کامل و در حالی که من پسرم را حامله بودم.زمانی بسیار خاص و زیبا بود.این آلبوم خیلی آرام است و از نیرویی که از حساسیت گرفته شده بود ،به وجود آمد.طغیان ،برخورد و غصه و درد در آن وجود ندارد.

- این آلبوم از لحاظ موزیکالی شامل چه چیز هایی است؟
من از ساز هایی استفاده کردم که احساس کردم دوست دارم و مرا به نتیجه مورد علاقه ام میرساند.تفاوت سبک در هر قطعه سبب خاص شدن این آلبوم شده است.در حقیق با گوش کردن به آن شما نمیتوانید یک سبک را معلوم کنید و نمیتوانید آن را به صورت های مختلف از هم جدا کنید.
- در این آلبوم چه چیز هایی از سرزمین شما cadiz وجود دارد؟
من فکر میکنم cadiz در روح این آلبوم جاری است.من از آنجا هستم و برای آن بسیار دلتنگ هستم.صدای دریا در این آلبوم به گوش میرسد .در تابستان هنگامی که من در ماشین خود در ساحل به این آلبوم گوش میدادم ،دریافتم که این آلبوم و این قطعات برای کادیز است.
- فلامنکو برای شما چه معنایی دارد ؟
من به ان عشق میورزم و باعث می شود تا من گریه کنم. فلامنکو در دوره جوانی برای من بسیار مهم بود .چون ما چیزی نداشتیم و شناختی که بعد بدست آمد باعث شناختن خودم شد.کشف فلامنکو بسیار برایم مهم بود و باعث میشد تا من به خودم بگویم : "من میخواهم متعلق به آن شوم."
سبک زندگی با فلامنکو مرا فرا گرفت .اگر چه در ریشه و اصل من نبود.من از یک خانواده جیپسی (gipsy) نبودم اما من فلامنکو را از نو شناختم.من موهایم را رنگ کردم ،جواهرات خاصی را استفاده کردم و از آنجایی کهم از وسایل شفاف استفاده میکنم ،جیپسی به نظر میآیم . من به آن عشق میورزم.
- در خط مشی زندگی شما دو جنبه وجود دارد ،یکی به عنوان رقاص و دیگری به عنوان خواننده ،بیشتر ترجیح میدهید که به رقص فلامنکو بپردازید و یا خوانندگی؟
من به وسیله پاهایم هدایت میشوم.من رقصیدن را دوست دارم چون کشش و انقباض را رها میکند.این مرا نگه میدارد .به عبارت دیگر من احساس میکنم که در آسمان هستم .من رقص را دوست دارم و از آن لذت میبرم.من هر نوع موسیقی را گوش میدهم و شروع به رقصیدن با ان میکنم.
- و خوانندگی ؟
گفتن آن چه که در یک قطعه پیش میرود.من دوست دارم تا چیز هایی را در طول آهنگ بخوانم.من همچنین دوست دارم که به آن گوش دهم و با ان برقصم.
- و اکنون ؟آیا شما کاری برای فلامنکو انجام میدهید و یا موسیقی شبیه این آلبوم و یا تلفیقی از هر دو ؟
من در حال تدارک یک تور برای این آلبوم در مادرید و بعد در بارسلونا در بهار هستم .همچنین در حال درست کردن یک کلیپ تصویری به نام cadiz هستم و در حال درست کردن یک پروژه جدید برای رقص در سال آینده.

شاید کمی عجیب باشد که رعایت این نکته آیا تا به این حد اهمیت دارد ؟
ذکر این نکته از مستر کلاسهای فلورین کنیل کافیست که وی در مقابل سوالی که مشکل نوازندگان گیتار کلاسیکی که در کلاس شما حضور داشتند چه بود و وی در پاسخ گفت:
شاید عموما ،البته مشکل است بگوییم عموما چون هر هنر جو فرق میکند اما اگر بخواهم مشکل کلی و عمومی را بگویم آن مشکل صدا دهی میباشد
صدا؟
بله.آگاهی نداشتن از تنوع ، گوناگونی و تفاوت صدا دهی
, یکی از شیوه های استفاده از تنوع صدا جدا از حرکات دست راست ( پونتیچلو - تاستو و عادی ) استفاده از زوایای مختلف ناخن در بدست آوردن صدای مورد نظر است.
این نکته برای یک نوازنده گیتار کلاسیک بسیار مهم میباشد.
کیفیت صدا و رنگ امیزی توسط دست راست بوجود می آید و نکاتی وجود دارد که در رنگ و جنس صدای برخواسته از شما موثر است:
1=طول و شکل ناخن
2= انتخاب ضربات آپویاندو ویا تیراندو
3= استیل دست راست و زاویه تماس انگشتان با سیمها
4=میزان فشار بر روی سیمها
5=اماده ساختن انگشت بر روی سیم و سپس رها سازی
1= انواع ناخن
در کتاب آموزشی از اسکات تنانت میتوانیم انواع فرمهای ناخن را ببینیم. اما در این مثالها اشاره ای کوتاه تنها به چند نوع شکل و فرم ناخن شده که شاید جوابگوی همگان نباشد .
اما در کل ناخنها را به چهار شکل اساسی تقسیم کرده است:
A= کمانی
B= صاف و تخت
C= خمیده به پایین
D= خمیده به بالا
هر کدام از این فرمها شیوه خاص سوهان زدن خود را دارند که در ادامه توضیح میدهیم.
2= طول ناخن ها
در کتاب اسکات تنانت میخوانیم:
برای به اندازه مطلوب در آوردن ناخن ها انگشت خود را افقی بگیرید و سپس سوهان را بصورت قائم بر روی آن قرار دهید اگر ناخن و سر انگشت همزمان با سوهان تماس پیدا کنند طول ناخن مناسب است اگر برای تماس همزمان مجبور شوید انگشت را به سمت جلو یا عقب کج کنید ناخن با خیلی بلند یا خیلی کوتاه است .
شکل شماره 2 :
اما نکاتی در این مورد وجود دارد :
این کتاب مسلما برای هنرجویان گیتار کلاسیک مدون شده است اما باید بدانیم که در زمینه اموزش گیتار کلاسک در جهان متدهای مختلفی وجود دارد بعنوان مثال برخی از اساتید در نقاط مختلف دنیا مخالف با اجرای تکنیک آپویاندو میباشند و برخی موافق هر دو !
استیل دست راست نیز بسیار متفاوت است نوازندگانی که علاقه به تیراندو نوازی دارند ضربات آپویاندو و تیراندو انها کاملا صدایشان یکی است .
این تکنیک یکی از سخت ترین تکنیک های گیتار میباشد که شما سعی نمایید جنس صدای تیراندو نوازیتان را بسیار شبیه آپویاندو نمایید و خود نیازمند یک سری تمرینات خاص میباشد که در این مبحث نمیگنجد. ایجاد رنگ صدای مورد نظرتنها از طریق آپویاندو و یا تیراندو زدن نمیباشد بلکه با فرمی خاص از سوهان زدن شما میتوانید صداهای متفاوتی را تولید نمایید.
برخی از نوازندگان برجسته گیتار کلاسیک مانند شارون ایزبین از تکنیکی تیراندو نوازی بسیار استفاده میکند .
و یا شاید توجه کرده باشید برخی از نوازندگان ناخنهایی بسیار بلند دارند و بلندی ناخن ربطی بر تکنیک آنها ندارد نمونه بارز آن یاماشیتا که یکی از تکنیکال ترین نوازندگان گیتار کلاسیک میباشد و یا دیوید راسل که سبک خاص خود را دارا میباشد.
بطور کل میتوان این تفکر را در دو نکته خلاصه کرد :
1=استفاده از گوشت و ناخن در هنگام نواختن
2= استفاده از ناخن در نواختن
البته حالت سومی هم وجود دارد اما بسیار محدود و انهم نوازندگی بدون ناخن میباشد که شاید در نظر غیر ممکن باشد اما وجود دارد .
مورد اول یعنی استفاده از گوشت و ناخن محبوبترین نوع از ضربه زدن میباشد پس در برای اجرا باید ناخنهایی با طول مناسب داشته باشید ناخنهای بلند مانع ازسهولت در اجرا میشود.از جمله طرفداران این سبک میتوان به پدر گیتار کلاسیک آندره سگوویا اشاره کرد که هرچند وی در دوران نوازندگیش چندین بار استیل دست خود را عوض کرده بود اما وی نوازندگی با گوشت و ناخن را موجب پدیدار شدن صدایی دلنشین از گیتار میدانست.
اما در مورد دوم و استفاده از ناخن به تنهایی شما میتوانید ناخنهایتان را اندکی بلنتر نموده جنس صدای متفاوت از نوع اول را دارا میباشد که شاید مورد دلخواه شما نباشد بعنوان مثال یاماشیتا

دست راست یاماشیتا
اما کدامیک را باید انتخاب کرد :
مهمترین نکته اینست که اگر شما هنرجوی گیتار کلاسیک هستید و میتدی بهیچ عنوان از فرم شماره دوم استفاده نکنید ! یکی از مشکلات شایع در ابتدای یادگیری در میان هنرجویان نداشتن تفکر در زمینه شکل دهی و طول ناخن میباشد بشخه توصیه میکنم تا در ابتدا هنرجویان ناخنهایشان را بسیار کوتاه نمایند دلیل این کار :
یادگیری این نکته که برای ضربه زدن باید از مفصل اول انگشتان کمک گرفت ( این نکته در مقالات گذشته بررسی شد میتوانید مطالعه نمایید) اما با داشتن ناخنهایی بلند هنرجو همیشه به اشتباه سعی میکند تا با ناخن ضربه بزند و اکثر سیم را میکشد نه اینکه سیم را بنوازد و این کار استیل دست راست وی را برهم میزند. بالاخص در نواختن ضربات شست که بجای استفاده از گوشت دست از ناخن استفاده میکنند که صدای خوبی نیز تولید نمیکند . که شاید عدم تطابق فیزیکی پوست با سیمها و نازک بودن پوست دست موجب اذیت شدن وی در هنگام نواختن شود که سعی مینماید این اتفاق را با استفاده از ناخن جبران کند!
پس برای جلوگیری از اینکار بهتر است ناخن ها را کوتاه نمایید!
وسعی کند تا با گوشت دست و ناخن ضربات را بصدا در آورد که یاد دادن این نکته بر عهده هر استاد خوب گیتار میباشد.
اما اگر شما سالهاست که نوازندگی میکند و استیل مناسب خود را یافته اید میتوانید به سراغ فرمهای مختلف نیز بروید بالاخص استفاده تنها از ناخن برای نواختن .
میتوانید به استیل دست راست و ناخنهای و استفاده از تکنیک تیراندو و یا آپویاندو نوازی در میان نوازندگان برجسته گیتار توجه کنید.
بعنوان مثال اجرای قطعه قویون بابا از لی جی و استیل دست راست وی بسیار جالب میباشد.
ویا کلیپ تصویری از شارون ایزبین - دیوید راسل - باروئکو و غیره توجه کنید .
برخی اوقات دیدن اجراهای مختلف از نوازندگان برجسته نوازندگی خود کلاس آموزشی جالب و بوجود آمدن سوالات بسیاری در زمینه تکنیک و غیره میباشد. اما بهیچ عنوان سعی نکنید تا از کسی تقلید نمایید .
در ابتدا باید استاندارد و شیوه مطلوب هر چیزی مورد توجه قرار بگیرید چه در استیل و چه در سایر تکنیکها
پس به جواب سوال اولمان در ابتدای این مقاله رسیدیم :
اسکات تنانت و کتابش Pumping Nylon مخاطبش هنرجوی گیتار کلاسیک میباشد وی در انجا شیوه و روش معمول ومرسوم شکل و فرم و سوهان زدن را توضیح میدهد که شما بایستی از آن پیروی نمایید.
در مطلب بعدی بسراغ دیگر نکات در زمینه ناخن یک نوازنده گیتار کلاسیک و همچنین فلامنکو خواهیم رفت.
در انتها شاید جاب باشد تا فرم ناخن های یکی از برترین نوازندگان حال گیتار کلاسیک را ببینید . این اجراهای زیبا و طنین و صدای خاصی که نوازندگی دیوید راسل دارد شاید یکی از دلایلش شیوه و فرم خاص نان هایش میباشد .
ادامه دارد.
فرمولاسیون تمامی گامهای ماژور (Ionion) از گام دو ماژور بدست می آید. گام دو ماژور (و گام لا مینور) هیچ علامت دیز یا بملی ندارند. با دقت در گام دو ماژور میتـوان فهمید که بین درجــــات سوم و چهارم و همچنین هفتم و هشتم نیم پرده فاصله وجود دارد و بین مابقی درجات فاصــله یک است. بنابراین هر گاه بخواهیم گامی را بسازیم فرمول زیر را در آن پیاده میکنیم .
به گام دو ماژور زیر دقت کنید :

توجه : بین نتهای می (E) و فا (F) و سی (B) و دو (C) همیشه بطور طبیعی نیم پرده فاصـله است .
و بین نتهای دیگر یک پرده فاصله به طور طبیعی وجود دارد.
گامهای دیاتونیک کوچک (MINOR) :
گامهای مینور قدیمی تر از گامهای ماژور می باشند.چند نوع گام مینور داریم که در نمـــــودار بالا میتوانید ببینید.اینک به فرمولاسیون یکایک این گامها می پردازیم، این را هم در نظر داشته باشید
که فرمول اقسام گامهای مینور معمولا از گام لا به دست می آید.
الف ) مینور تئوریک : در این نوع از گامهای مینور بین درجات دوم و سوم ، پنجـم و ششـم نیم پرده فاصله وجود دارد.
ب ) مینور هارمونیک : یکی از مهمترین گامهــای مینـور گام مینـور هارمــونیک است، چرا که در ساختن آکوردهای اصلی نقش مهمی را ایفا می کند. در این گام فاصله هفتم دیز (#) می باشد.
ج ) مینور ملودیک : این نوع گام مینور یک گام رفت و برگشتی است که بیشـتر در ایجاد ملـودی بکار میرود. در این نـوع گــام فواصــل بین درجــات 2 و 3 و همچنین 7 و 8 نیم پرده می باشد که در موقع برگشت ، به حالت مینور تئوریک برگشت می کند.
د ) مینور مخلوط : از ترکـیب مینور ملــودیک و مینور هارمونیـک بوجود می آید ، یعنی شبیـه مینور ملودیک است با این تفاوت که در موقع برگشت ، به حالت مینور هارمونیک برگشت می کند.
ه ) مینور جیپسی : یکی از گاهمای مینوری است که سابقه کمتـری را نسبت به بقیـه گامها دارا است و می توان این نوع گام را جزو گاهمای جدید به حساب آورد. در این گام فواصل چهارم و هفتم دیز (#) می باشند.
فواید گام شناسی :
1. هر پوزیسیونی گــامهای خــاص خود را داراست. پس با استــفاده از گام شنـاسـی می تـوان اولا گام آهنگ یا قطعه موسیقی را تشخیص داد ثانیا محدوده اجرای عملی آن قطعه یا آهنگ را در گیتار حدس زد.
2. از روی گام می توان با ساختار آکورد ها آشنا شد.
3. تسلط بر گامهای مختلف موجب تقویت بداهه نوازی در گیتار می شود.
4. با تشخیص گام یک قطعه می توان آکوردهای اصلی آن را حدس زد.
5. در زمینه آهنگسازی ، گام شناسی و استفاده از گامهای مختلف در قطعات رکن مهمی را ایفا می کند.
6. با آشنایی گامهای پر مصــرف در هر سبــک موسیقی ، می توان شـــناخت بیشتر و بهتری را از نحوه اجرای آهنگ در هر سبک پیدا کرد و در واقع با اســتفاده از گامشنــاسی می توان به سبــک شناسی نیز پرداخت.
سبک فلامنکو در اَندلس به روش شنیداری اَموزش داده شده و به تکامل رسیده. گیتار فلامنکوی امروز به لحاظ استفاده از تکنیک ها، ریتم های متنوّع، گام ها و هارمونی های بسیار از لحاظ تکنیکی به درجات بالایی رسیده.
در این هنر بداهه نوازی نقش بالایی داره، طوریکه نوازنده خودش بین نت ها پاساژهای ریتمیک (راسگوادو) و یا قسمت های ملودیک (فالستا) به کار ببره و یا به پایان قطعه ای که از قبل نت نویسی شده نت های دیگه ای اضافه کنه.
باید بهتون بگم که سبک فلامنکو سبک فوق العاده دشواریه و به نظر شخصی من سخت ترین سبکی که هنرجو میتونه انتخاب کنه فلامنکوست.
حرف اوّل رو تو گیتار فلامنکو پنجه ی نوازنده میزنه، به طوری که قبل از شروع سبک هنرجو باید حدّاقل 3 ماه روی پنجه ی دست راستش کار کنه.
اساس موسیقی فلامنکو کمپاس و اَیره هستن. کمپاس به الگوی ضربات و تأکیدات ریتمیک در هر توکه از فلامنکو گفته میشه که در واقع موتور ریتم در این سبک از موسیقیه امّا اَیره بیانگر حالت، حال و هوا و ویژگی های بومی و حسّی یک قطعه ست به طوریکه حس غمناک در قالب فلامنکو جوندو و حسّ شاد در قالب فلامنکو چیکو قرار میگیرن که برای حالت اجرای شخصی نوازنده استفاده میشه. . . البته ممکنه شخصی بدون داشتن کمپاس و اَیره از نظر تکنیکی گیتار رو در حدّ بالایی بزنه امّا این نوازندگی هرگز به روح فلامنکو نزدیک نمیشه.
در تکنوازی فلامنکو اجرای همه ی قسمتهای ریتمیک و ملودیک به عهده ی گیتاریست بوده و برای همین نوازنده باید تعداد زیادی تکنیک رو از دست راست و چپ یاد بگیره بخصوص تکنیک های ویژه ی گیتار فلامنکو مثل: اَلزاپوا، ترمولوی 5 نتی و گلپ (ضربه ی انگشت به بدنه ی گیتار).
گیتار فلامنکو حدود 20 فرم ریتمیک داره که بیشتر اونا از 5 فرم اصلی سولئارس، فاندانگو، تانگو، بولریاس و سگریاس مشتق شدن. به هر کدوم از این فرم ها یک پائولو (توکه) میگن.
همچنین در این سبک برخی فرم ها فاقد ریتم منظّم هستن که به توکئوس لیبرا (فرم اَزاد) معروفن.
آيا تا به حال به اين موضوع فکر کرده اید که کوک گيتار به چه علت از سيم یک الا شش به ترتيب مي, سي, سل, ر, لا مي, است ؟
اکثر نوازندگان جواب اين سوال را به احتمال در ريشه های اين ساز در دوران اوليه پيدايش اين ساز يا سازهاي ديگر جستجو مي نمايند و به اشتباه اين نظريه را مطرح مي کنند که کوک گيتار به تقليد از ويهولا که داراي کوک مي, سي, فا, ر, لا, مي, بوده .
سيم سوم آن نيم پرده بالا رفته و تبديل به کوک امروزي گيتار شده است اين در حاليست که جواب صحیح اين سوال را بايد در فواصل موجود بين سيم هاي ويهیولا جستجو کرد نه در سير تکامل تاريخ آن. راه حل اين مسئله بسيار ساده است به طوري که کافيست از سيم هاي ويهیولا که به ترتيب مي, لا, ر, فا, سي, مي, است سيم هاي اول و ششم را حذف کنيم تا به ترتيب با نت هاي لا, ر, فا, و سي مواجه شويم.حال اگر به گيتار چهارسيم که در قرن پانزدهم وجود داشت و کوک آن از سيم چهار الا يک به شکل ر, سل, سي, مي, بود نگاهي بيندازيم به رابطه بسيار جالب بين اين دو دست خواهيم يافت.

فواصلي که بين نت هاي ر, سل, سي, مي, کوک گيتار چهار سيم وجود دارد دقيقاً برابر است با فواصل موجود بين نت هاي لا, ر, فا, سي, کوک سيم هاي پنجم الا دوم در ويهیولا اين فواصل عبارت هستند از چهارم درست, سوم بزرگ و چهارم درست. بنابراين کوک گيتار از ارتباط اين فواصل حاصل شده است. در قسمت هشتم مقاله به بررسي کتاب لويس د ناروز, تفاوت ها و شباهت هاي آن با کتاب لويس د ميلان پرداختم.
در قسمت نهم اين مقاله به ادامه اين بحث و همينطور بررسي کتاب آلونسو مودارا خواهم پرداخت .
فانتزي هاي نگاشته شده در کتاب ناروز نسبت به فانتزي هاي ميلان داراي بياني آزادانه تر هستند .جالب اينجاست که اين دو كتاب تنها به فاصله نزديک به سه سال منتشر شدند. آثاره ناروز در مقايسه با ميلان منطقي تر و داراي ساختار معمارگونه هستند. ناروز برخوردي محتاطانه با پوليفوني داشت قوانين کونتراپوان بر خلاف ميلان براي او هزینه اهميت بودند. ناروز نسبت به ميلان سفرهاي بيشتري انجام داد به اين علت موسيقي او موقرتر, باستاني تر و شبيه تر به موسيقي اسپانيا صدا مي دهد به علاوه تمامي صداها در موسيقي ناروز وضوح کامل دارند.
در کتاب او تنها يک رقص وجود دارد که عبارت است از:"Baxa del contrapunto" سال 1546 مصادف است با انتشار کتاب ارزشمند ديگري براي ويهیولا اين بار توسط آلنسو مودارا تحت عنوان "3 libros de musica para vihuela ". در کتاب مودارا با نخستين آثار چاپ شده براي گيتاره چهار سيم مواجه ميشويم علاوه با اين کتاب های او شامل تنها گالارده (تلفظ فارسي آن گايارد است) نوشته شده برای ویهیولا در آن زمان مي باشد.
سه کتاب موسيقي براي ويهیولا شامل تمام انواع موسيقي براي ويهیولا مي باشد در بين آهنگ سازان ويهیولا مي توان از ناروز و مدورا به عنوان دو آهنگ ساز و نوازنده اي نام برد که داراي شباهت هاي بيشتري نسبت به يكديگر هستند با اين حال نبايد اين نکته را نيز منکر شد که اين دو تفاوت هایی نيز با يكديگر دارند. مدورا از اين جهت که در استفاده از کونتراپوان به شکل آزادانه عمل مي كند به ميلان شباهت دارد.
ديسونانس هایی که او در قطعاتش به کار مي برد نسبت به ناروز وضوح بيشتري دارند به طوري که براي اکثرمنتقدين در زمانه خود جديد به نظر مي رسيد او به شکل جسورانه تر هارموني را به کار مي گرفت .در کشورمن ايران هنرجويان و اساتيد احتمالاً براي نخستين بار با نام مودارا در فيلم جوليان برام آشنا شدند. قسمتي از فيلم که به جريان فانتزي شماره ی 10 مودارا مي پردازد قطعه ی بسيار محبوب براي نوازنده گان به خصوص علاقه مندان به موسيقي رنسانس. شايد جالب باشد که بدانيد مودارا زماني که اين فانتزي را نوشت به جاي اينکه با تشويق هوادارانش مواجه شود با سيري از انتقادات مواجه شد تنها به اين دليل که وي ديسونانس هايي را در اين فانتزي به کار گرفته بود که در آن زمان براي گوش موسيقي دانان ناآشنا بود. سر نخ هاي چگونگي ساخت اين فانتزي را مي توان در کتاب جوآن برمودا تحت عنوان “Declaracion de instrumentos “که چند دهه پيش يافت شد جستجو نمود او در اين کتاب به چنگ نوازي به نام لدويکو اشاره مي كند که قادر بوده نت هاي کروماتيک را روي چنگ دياتيونيک اجرا نمايد طرز نگاشتن فانتزي شماره 10 مودارا نيز از اين موضوع ناشي مي شود که خود يادبوديست در حق لودويکو.
منبع : هنر و موسيقي
یه لینک عکس واستون گذاشتم حتما ببینینش
http://i19.tinypic.com/6uhdrud.jpg
نظر یادتون نره![]()
اسم آهنگ (بانو) ریتمش ۸/۶ از ابی امید وارم بزنینش
[Am]بانوی موسیقی و گل [E]شاپری رنگین کمون
[Am]به قامت خیال من [E]ململ مهتاب پوشون
بذار نسیم[Dm] دربدر گلبرگ از [Am]یاد ببره
برداره بو[E]ی تن تو هر جا که می[Am]خواد ببره
دست رو تن غروب بکش [E]که از تو گلبارون بشه
[Am]بذار که از حضور تو [E]لحظه ترانه خون بشه
همسایه [Dm]خدا میشم مجاور [Am]شکفتنت
خورشیدو با[E]ور میکنم نزدیک رفت[Am]ار تنت
[F]قطره ام از [G]تو من ولی درگیر در[Am]یا شدنم
[F]دچار سحر[G] عشق تو در حال زی[Am]با شدنم
بانوی مو[Dm]سیقی و گل اسطوره [E]عاشق شدن
تا من دوبا[Dm]ره من بشم دوباره لب[E]خندی بزن
لبخندای [Dm]تو یارمو مقلوب رو[E]یا میکنه
انگار جهان [Dm]وامیسه و ما رو تما[E]شا میکنه
بانوی موسیقی و گل ....
تبلچر ملودی بانو :
T--------8---8---7---7----5---5-------7---8---------------7---7---5---5---4---4-------7---5------
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
A------------------------------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
B------------------------------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
[Gm]ميون آتيش بازي [Eb]چشماي تو [F]قدم [Gm]زدم
[Cm]شايد كه با[Gm]ورت بشه [Ab]معني عشق و بل[Gm]دم [Gm] [D7] [Gm]
[Gm]نگاه تب دارمو تو [Eb]چشمهاي تو [F]جا ميذا[Gm]رم
[Cm]به خاطر [Gm]ديدن تو [Ab]پنجره رو وا ميذا[Gm]رم [Bb] [F] [Gm]
[Bb]يه معني [Cm]تازه [Gm]ميدي ، [Bb]به شعر دل [Cm]سپرد[Gm]گي
[D7]با تو چه سبز و روش[Gm]نم [Ab]بي تو محال زند[Gm]گي
ریتمش ۴/۲ امیدوارم لذت ببرین
آیا میدانستید Igor Stravinsky آهنگساز مشهور می خواسته قطعه ای برای آندرس سگوویا ( پدر گیتار کلاسیک ) بسازد و سگوویا به وی گفته که بهیچ وجه انرا اجرا نخواهد کرد؟
برخی از جوایز وی در دوران حیات:
دریافت ده مدرک دکترای افتخاری از دانشگا های مختلف در سراسر دنیا
وی هنگام سفر همیشه بلیط صندلی کنار خود را نیز میخرید تا گیتارش را در کنارش قرار دهد زیرا که به محل قرار گیری ساک و وسایل دستی که در هواپیما بود اطمینان نداشت!
برنده جایزه گرمی بهترین اجرای کلاسیک در سال 1958 بخاطر آلبوم Segovia Golden Jubilee.
در سال 1986 جایزه گرمی یک عمر فعالیت هنری Grammy Lifetime Achievement Award. را دریافت نمود
پس برخلاف نظریاتی که گفته میشد وی هیچ استادی نداشت وی در دوران کودکی تحت تعلیم گیتار قرار گرفته بود اما در سبک فلامنکو!
برخلاف بسیاری از باورها سگوویا در سن 6 سالگی شروع به نواختن گیتار نمود. Angelo Gilardino که در بنیاد هنری سگوویا در اسپانیا کار مینماید میگوید:
هیچ سند قطعی وجود نداد اما واضح است که در دوران نوجوانی وی شروع به نواختن نموده و آنهم بعنوان یک نوازنده فلامنکو ! در حقیقت اولین گیتاری که وی صاحب ان شد گیتاری بود که نوازنده مشهور فلامنکو آن زمان یعنی Paco de Lucena با آن نواخته بود کسی که وقتی مرد سگوویا 5 ساله بود و گیتار فلامنکو را نزد Agustinillo یک نوازنده آماتور فلامنکو یاد گرفت.
وی اولین اجرای حرفه ای خود را در سن 16 سالگی و در مادرید انجام داد و قطعاتی از ساخته ها و تنظیمات فرانسیسکو تارگا را بهمراه تنظیمات خودش از باخ اجرا نمود.
Miguel Llobet کسی بود که تنظیمات آثار پیانوی گرانادوس خودش را به سگوویا یاد داد
وی بسیاری از تکنیک های گیتار را از آثار بجا مانده از پوخول و تارگا فرا گرفت
سگوویا در زمانیکه در آلمان بود برخی از گیتار های سازنده گیتار Hermann Hauser را دید و از صدای ان خوشش آمد و پیش وی رفت و سفارش کپی از گیتار Manuel Ramirez guitar که در سال 1912 ساخته شده بود را داد گیتاری که بسیاری فکر میکنند Santos Hernandez آنرا ساخته است!
سگوویا از اولین نوازندگان گیتار در جهان بود که از سیمهای نایلونی بجای سیمهای ساخته شده از روده استفاده کرد و موجب اشاعه ان شد.
خواکین رودریگو کنسرتو Fantasía para un gentilhombre به درخواست سگوویا و برای وی نوشت.
فیلم Andrés Segovia - in Portrait که بصورت دو سی دی میباشد در حقیقت یکی از سن 75 و 84 سالگی وی ضبط شده است.
هر چند سگوویا را باید تاثیر گذارترین شخص در تاریخ گیتار نامید اما نیمتوان از تعصب وی نسبت به آهنگسازان اسپانیایی گذشت . و یکی از اشخاصی بود که با دیدن آگوستین باریوس آهنگساز و نوازنده فراموش نشدنی گیتار کلاسیک ابتدا قول همکاری و کمک به وی را داد اما بر خلاف وعده ای که داده بود هیچ کاری انجام نداد و شاید حسادت وی نسبت به باریوس یکی از دلایل رفتار وی بوده است.
مسابقات گیتار Michele Pittaluga با حمایت سگوویا و آلریو دیاز توانست جایگاه مورد مقبولی برای خود بدست اورد .
اما در برابر تمامی تحسین هایی که از سگوویا میشود جان ویلیامز در سال 1999 نشان داد که مشکلات وی با سگوویا حل نشدنی است و سگوویا را با این عنوان خطاب نمود:
معلم و موزیسینی محدود.
منبع:گیتار برای همه