سابيكاس:
آگوستين كاستلون كامپوس ملقب به سابيكاس 15 مارس 1912 درشهر پامپلناي اسپانيا متولد شد.وي وقتي سيزده ساله بود شهرت زيادي براي خود كسب كرده بودو استعدادش خيلي سريع توسط رامون مونتويا وديگران تشخيص داده شد و در طول سالها تكنيكهاي جديد گيتار فلامنكو را كه توسط رامون مونتويا و نينو ريكاردو(گيتاريست مورد علاقه ي من كه بعد در موردش مي نويسم.)پي ريزي شده بود توسعه و گسترش داد.
او در طول زندگيش يك افسانه بود و داراي تفكري در گيتار بود كه هيچ كس قبل از وي نداشت!خود او مي گويد فلامنكو در خارج از اسپانيا شناخته شده نبود تا اينكه نوارهاي من 30 سال پيش تكثير شدو مردم تمام دنيا شيفته ي فلامنكو شدند.او هرگز خود را شاگرد هيچ مكتبي نميداند و ميگويد من هرگز معلم و مربي نداشتم!من هرگز نزد كسي درس نياموختم و نميدانم موسيقي علمي چيست.
درباره ي وي گفته شده :او هرگز احساسي خلق نكرد بلكه بيشتر ساخته هاي وي طغيان مي كرد و جريان مي يافت.
سابيكاس هر چيز مهمي را با خود داشت سرعت حيرت انگيز ،تن صداي كامل و درك و فهم كامل از فلامنكو.
او از طريق ضبطهاي فراوان و كنسرت هاي زنده الهام بخش نسلهاي زيادي از گيتاريستها تا به امروز بوده(از جمله پاكو دلوسيا)وي در آپريل 1990 در نيويورك در گذشت.
شما هم اگر تا حالا به اجراهاش گوش نكردين اين كار را حتما بكنيد!(من وقتي براي اولين بار به يكي از اجراهاش گوش كردم به قدري تحت تاثير قرار گرفتم كه تا دو سه روز مات ومبهوت بودم)
امید وارم استفاده کنید
نقش گیتار در فلامنکو در آغاز به این صورت بوده است که به عنوان یک همراه کننده ریتمیک که عنوان ساختار و نیروی جلو برنده ای برای آواز به حساب می آمد.
گیتار فلامنکو با گیتار کلاسیک در وسایل و تکنیکهایی که برای اجرای قطعه انجام می شود تفاوت دارند . به هر حال امروزه تک نوازان گیتار فلامنکو تکنیکهای اولیه خود را در مدارس کلاسیک می آموزند که این سبب شده تا نوازنده گیتار فلامنکو سبک و هنری بوجود آمده از خودشان را دنبال کنند . نوازنده متوجه آن نمی شود تا زمانی که در یک کار گروهی فلامنکویی شرکت کند اما در اوایل قرن نوزده بدون توجه به این موضوع اقدام به انجام این کار می کردند .
تولد و شکل گیری تک نوازی گیتار به زمانی که در کافه تریا خواننده گان می خواندند بر می گردد ، که به این ترتیب در سرتاسر جهان گسترش یافت . گیتاریستها یی مانندي همچون سابیکاس مسئول و ارتقاء دهنده گیتار فلامنکو در آمریکا می باشد و به عنوان یک حرفه ای سودمند محسوب می شود که به هنرشناسی زبده در زمینه تک نوازی تبدیل شده است .
اجرای فلامنکو بدون حضور و همراهی گیتار یک سبک خیلی سنتی در آواز ، عملی برای بروز احساسات و بیان احساسات اندوهگینی از خواننده که در روحش جریان دارد را نمایان می سازد .
اما تک نواز گیتار فلامنکو با تمامی زمینه های فلامنکو متفاوت است ، فلامنکو بدون آواز و رقص ناتمام جلوه می نماید ، وقتی که تفکر می کنید در ساختارهای آغازین خواننده گان فلامنکو که بدون همراهی اجرا می کردند ویا آوازهایی که از سالهای قبل از پدید آمدن گیتار وجود داشته که معرف فلامنکو بوده اند فرد را متعجب می سازد که تک نوازی گیتار چه جایگاهی را تصرف کرده است .
تک نواز گیتار فلامنکو سالهای متمادی سختی را صرف تمرینات روزانه خسته کننده می کند بالغ بر ده ساعت در روز که وسیله و سازش به عنوان جزئی از بدنش تبدیل می شود ، نوازنده حقیقی گیتار فلامنکو نیاز دارد تا خود را در این مسیر حرکت کند زیرا استیلش بی اختیار شکل می گیرد و غریزه اش بر آن مسلط می گردد .
نوازنده گیتار فلامنکو زمانی می تواند هنر خود را در چگونگی همراهی با خواننده به کار گیرد که ساعتهای زیادی را صرف دوره های تمرینی فلامنکو کرده باشد طوری که مهارتش به وسیله توانایی های طبیعی اش خلق گردد . هنر او غریزی می باشد و هیچ دلیلی ندارد تا سالهای متمادی به تمرین بپردازد از آنجا که استیل و کارهایش خود به خودی در وجودش می باشد مثل دیگر اعضای گروه فلامنکو ، این می تواند شخصیت خوبی از کاراکتر او باشد .
اکثر هواخواهان واهالي فلامنكو به این مطلب واقف هستند که مهمترین قسمت فلامنکو پیامها ش می باشد و چگونه خواننده آنها را بیان می کند و اگر چیزی احساس نشود آن وقت تمام معنا و مفهوم فلامنکو از بین خواهد رفت و بیشتر شبیه سبک کلاسیک می شود تا فلامنکو .
مثل تمامی بحثهای انجام شده در فلامنکو، افراد زیادی هستند که توافق نظر ندارند که اساسا" به احساس درونی افراد بر می گردد و بیشتر خارجی ها صدای گرم و دلنشین را بیشتر از صداهای ضمخت و خشن که درکی از آن ندارند از گیتار می طلبند .برای غیر اسپانیایی ها یا حتی کسانی که در خارج از آندلس هستند فهمیدن و احساس رضایت کردن از خواننده کاری سخت می باشد . در بعضی نوشته موجود می باشد که بیان می کند : صدای تحمل ناپذیر و آزار دهنده ای را شنیدیم .
در موسسات تجاری رقاصها عمومی ترین مخاطب هایی هستند که مورد توجه تما شا چیان قرار می گیرند ، هر کاری که خواننده یا نوازنده گان گیتار انجام دهند کمتر جلوه پیدا می نماید .حتی اگر آنها هیچ اطلاعی در رابطه با فلامنکو نداشته باشند از هنر نمایی رقاص ها تجلیل می نما یند و این سخن را می تواند در مورد تک نوازی گیتار نیز صادق باشد .
افرادی وجود دارند که معتقد هستند که افرادی که در فلامنکو هستند باید عاری از هر گونه خود نمایی باشند و اولین قانون در گیتار فلامنکو همراهی کردن خواننده می باشد . و در تجربیات اخیر نما یان شده که وقتی نوازنده از دو نفر به یک نفر تقلیل می یابد رضایت مردم نیز بیشتر می شود .
اما این تک نواز است که مورد رضایت و توجه قرار می گیرد در زمانی که در سالن بزرگ یا در تالار کنسرت قرار دارد و با اجرا در نقاط جهان تماشاگرهای خود را در این راه جذب می نماید .معمولا" همراه کننده در سایه و زمینه کار قرار می گیرد و وظیفه اش همراهی خواننده جلوه می نماید و تکنیکهایی که به نمایش در می آورد مورد توجه قرار نمی گیرد و مدتی که از ضبط بگذرد دیگر حتی او را جزو لیست دستندرکاران و تهیه کننده گان این اثر وارد نمی شود .
منبع : سايت هنر و موسيقي
ریتمش ۴/۴
[Am]تصور کن اگه حتی تصور کردنش [Dm]سخته
[G]جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته [Am]خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ار[Dm]زش نیست
جواب هم صدا[G]ییها پلیس ضد شو[Am]رش نیست
نه بمب هسته ای [G]داره نه بمب افکن نه خم[Am]پاره
دیگه هیچ بچه ای [G]پاشو روی مین جا نمی [Am]ذاره
همه آزاد آ[G]زادن همه بی درد بی [F]دردن
تو روزنامه نمی [G]خونی نهنگا خود کشی [Am]کردن
[E]جهانی رو تصور کن بدون نفرت و [F]باروت
[E]بدون ظلم خود کامه بدون وحشت و [F]تابوت
[G]جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آ[Am]زادی
لبا لب از گل و [G]بوسه پر از تکرار آ[Am]بادی
تصور کن اگه حتی تصور کردنش [Dm]جرمه
[G]اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از [Am]سرمه
تصور کن جهانی رو که توش زندان یه [Dm]افسانست
تمام جنگای [G]دنیا شدن مشغول آ[Am]تش بس
کسی آه با یه عا[G]لم نیست برابر با همن [Am]مردم
دیگه سهم هر ان[G]سانه تن هر دونه [Am]گندم
بدون مرز و مح[G]دوده وطن یعنی همه [F]دنیا
تصور کن تو می[G]تونی بشی تعبیر این [Am]رویا
نظر یادتون نره ها...
تغییر کوک های جدید :در مبدا این تجدید شخصی را می یابیم که برای هیچ کس غافل گیر کننده نیست ، پاکو د لوسیا. در سال 1972 اثر او با نام el Duende Flamenco نوید دهنده یک انقلاب در شرف وقوع بود. او با اجرای روندنیایی در تنالیته فاندانگو با نام canastera این ایده را آغاز کرد و در همان دوره اجرای آن با کامارون ضبط شد.
ممنوع شکسته شد و برای اولین بار کوکی به غیر از می سنتی وارد مرکز فلامنکو شد باید توجه داشته باشیم که هر چند پاکو د لوسیا به وسیله پوزسیون جدید آکورد پایه با سیم چهارم آزاد تغییر اندکی در مکانیزم تونالیته به وجود آورد اما در این روش فاصله نامطبوع دوم مینور ( بین دو دیز در سیم پنجم فرت چهارم با ر سیم چهارم آزاد )به کار برده شد که جا به جایی از چنین فاصله ای در تارانتا است( بین فا دیز در سیم چهارم پرده چهارم و سل سیم سوم آزاد ).
نچندان بعد او این پویش را در تانگوی los Pinares ادامه داد ، گیتار اول در لا فریجین با سخیا در فرت چهارم و گیتار دوم در کوک روندنیا ( al aire ) همرامی کرد. اندکی بعد در سال 1976 نینو میگوئل قطعه قابل توحه بولریا روندنیا را ضبط کرد.
پاکو د لوسیا دوباره قطعه جدیدی را در این تنالیته تصنیف کرد ؛ Cuva del Gato ، یکی از گوهرهای تشکیل دهنده آلبوم Almoraima. این قطعه مانند روندنیای سنتی بدون ریتم آغاز می شود و سپس در ادامه به میزان 4/3 وارد می شود.
این ایده بزودی در قطعات Sierra Bermeja اثر انریکه د ملچور و Alameda vieja اثر مورایتو تقلید شد. در اینجا بدون اشاره به قطعه Sierra del Agua که توسط ویسنته آمیگو خلق شد نمی توان روندنیا را ترک کرد.
با قطعه Mi Inspriacion از آلبوم El Duende Flamenco اثر پاکو دلوسیا ، کوک ر با اجرا در آلگریاس فراتر از کاربرد سنتی آن رفت . این تجربه برای مدتی تکرار نشد و ما باید 10 سال دیگر صبر کنیم تا Solo Quiero Caminar که در زمینه ای مدرن خلق شد. بسیار مهم است که بر نقش این قطعه در ایجاد یک تحول حقیقی در گیتار فلامنکو تاکید کنیم.
پاکو در تماس با جان مکلافلین ، لری کریل و ال دی مئولا و دیگران موسیقی خود را غنی تر کرد و دیدگاه وسیع تری را به گیتار فلامنکو اعمال کرد.در طول تمرینات فشرده و متمرکز در بداهه نوازی او دانش خود را در زمینه گام ، تنالیته و صفحه انگشت گذاری بهبود بخشید و خود را از الگوی سنتی آکوردها در فلامنکو رها کرد این آزادی جدید او را به یک اجرای سازی جدید راهنمایی کرد.
پاکو د لوسیا برای تبدیل فرم های اصلی از تنالیته عادی خود با تنالیته ر و کوک مخصوص خود فراتر از این مرحله گام برداشت. به این ترتیب او دو یاد بود در اختیار ما قرار داد Monastrio del Sal ( کلمبیانا در ر مینور ) و Solo Quiero Caminar ( تانگو در ر فریجین مد ).
بزرگترین امکانی که با کوک جدید فراهم شد ایجاد زمینه بیشتر برای مدولاسیون بود برای مثال فالستای که بعد از اولین ایست اجرای کمپاس اجرا می شود از مدولاسیونی ساخته شده که توسط توالی زیر به وجود آمده :
D,Bb,A
Dm,D7,Gm
Dm,Bb,A
Dm,D7,Gm
E7,A
Gm7,Gbm7,F7
Bb,Ab,Eb ( بازگشت به ر فریجین )
توجه کنید که Eb7 در تم آغازین از درجه دوم فریجین مد بدست می آید و بعلاوه زمانی که این تم تکرار می شود آکورد زیبای Ebm7+6 همان نقش را بازی می کند.
کلمبیاناس Monastrio de sal در کلید ر ماژور ؛ مقدمه آن در فریجین مد منجر به برگردانی با الگوی زیر می شود
Gm6 F7 Eb7 (AD
در اینجا دوباره کوک ر مفید واقع می شود و انگشت گذاری ها ساده تر اند زیرا آنها متعلق به مکانیزم طبیعی ر اند از طرفی استفاده از سیم 6 حجم صدای مناسب و راحتی را فراهم می کند
تصوير شماره 5

درمیان قطعات قابل توجه در کوک ر مدرن ، باید به A Mandeli ( رومبا اثر په په هبیچوئلا ) ، Cagancho ( سگریا اثر رافائل ریکوئنی ) و Trafalgar ( بولریا از خراردو نونز ) اشاره کرد. همه چیز به سرعت می گذرد و بزودی این نوگرایی نیز برای راضی نگهداشتن پیشروان گیتار کافی نخواهد بود. آنها با یاری جستن از خلق کوکی نو قدمی دیگر به جلو بر می دارند.
نویسنده : آلن فوشر